پس بندگان مرا بشارت ده همان کسانیکه سخنان را می شنوند، و از نیکوترین آن پیروی میکنند.      سوره الزمر- آیت 18

راه نیستان در راه سخن

 

 

 

استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه ممنوع است

rahesokhan@yahoo.com

 

 

ازگدازصد جگر اشکی به عرض آورده ام

نوشته : عبدالقیوم « ملکزاد »
         اینک باز سیری داریم به گلزمین سروده های تعداد دیگری ازشعرای جهاد ومقاومت ، به سروده های آنهایی که خواسته اند ، تا "  از گداز صد جگر ، اشکی به عرض بیاورند " .  سروده ها یی که همزمان بانقش بستن شان بر روی صفحات کاغذ  ، اشک هایی را بسان قطرات درشت  باران از دیدگان سرایندگان آن فرو چکانده و به آن رنگ اخلاص و تواضع  بخشیده  ، و دست ها ی لرزان سرایشگران را  ، جرئت برافراشتن به بارگاه خدای بنده نواز داده ، تا بدینوسیله در میان ناله های عاشقانه ، پیروزی جهاد و سربلندی مسلمانان را خواستارگرد ند  و بسرایند  :
یارب مباد حنجره ها بی صدا شوند

   علی یعقوبی « شاهد » را می توان ازجمله سخنوران صاحب قریحهء خوبی به حساب آورد.
شعر " کوچ " او – که دوبیت آن به ارتباط مناجات برگزیده شده - مُبین گفتهء ماست :

یارب ! مباد حنجره ها بی صدا شوند
خشم  و نماز و پنجره ها کیمیا  شوند
یارب ! مباد کوچ و پرستو جدا شوند
وین گامها به مرگ وسکون مبتلاشوند

   طوری که خواندیم ،  شاعر دربیت اول خواهان انعکاس وتداوم صدای حق ازحنجره های انقلابیون راه آزادی وخدا است که به قول او اگرخدای نخواسته حنجره ها از صدا تهی شوند ، خشم که مولود روح انقلابی ومبارز بودن انسان است ،فروکوبیده خواهد شد ونماز  که یکی ازفرایض دینی است و مبارزمومن تلاشش همواره  برای اقامه  دایمی آن است ، برپا نخواهد گردید و کسی شاهد کشایش روزنهء  امیدی نخواهد بود . بل ، آنگاه فضایی عاری ازتحرک وعاری از زمزمه وشوروشعف حکمفرما خواهد گردید  که آنرامی توان  سکونی خواند بی دست آورد ، مرگ آفرین وفاجعه زا .

***
زلطفت قلب ها نزدیکترساز

    " مهاجر" نام رسالهء منظومی است ازعالم وشاعر دردآشنا : مولوی سید محمد عمرشهید .
طوری که دراثرگرانسنگ « پرطاووس » تالیف عالم بارع وشاعرنامورکشور، استا د مولوی محمد حنیف حنیف بلخی ، اشارت رفته ، تاکنون به وسیلهء خامه مولانا " شهید" بالغ برسه هزاربیت شعر انشاد گردیده است .
گفتنی است که : آثارمولوی «شهید» همه درشعرنیست . بل او رسایلی درنثر نیزدارد  که می توان آنها را ازجملهء مآخذی مفید برای جویندگان مسایل فقهی وعرفانی ، قلمداد کرد .

    سپیده دم آزادگان ، رهنمای نوآموز، موجبات ترقی مسلمین ، بیست وچهارحوت هرات و...، عناوینی ازآثارشاعرفاضل سیدمحمد عمرشهید به حساب می روند  که به دست نشر سپرده شده اند.

   رسالهء اول الذکررا برمی کشاییم وتوفیق دیداررا رفیق می یابیم برنمونه هایی ازکلام او  که با کسوت زربفت نیایش آرایش یافته اند . هرچند لحن آن ها آمیخته با بوی خون است و سوز و نوا !

   به بند نخستین یکی ازنیایشنامه های شاعر توجه فرمایید :

خداوندا ! هزاران مادر زار
دراین دم بربساط غم نشسته
هزاران نوعروس آرزومند
به کنج خانه بی محرم نشسته
هزاران کودک زار وگرسنه
زبهرقوت بیش وکم نشسته
هزاران دست وپا بشکسته زار
به کوه ودشت بی مرهم نشسته
بند دوم آن سروده ، تصویریست تقریبا" همگون  با تصاویر فوق ، اما با تغییر قافیه ! یعنی درابیات ا ین بند نیز سخن ازاشک مادران وناله زار کودکان رفته وسخن ازپیکار رزم آوران ، با اضافه این موضوع  که  سخنان اخیرالذکر وسیله ایست برای قبول دعا  که اینک پیشکش می شود :

به اشک مادرگم گشته فرزند
به آه وناله آن کودک زار
که دایم برسرراهست چشمش
که  کی  گردد میسر باز دیدار
به  آن سر به کفان  با شهامت
که اندر صحنه افتادند  خونبار
به  آن  سنگر نشینان  دلاور
که می رزمند در میدان پیکار
به آن مردی که با ا خلا ص کامل
دراین ره هرچه بودش کرده ایثار

شاعر - طوریکه مشاهده گردید -  در دو بند بالا ، به شرح  مصایب وآلام مردم بیچاره پرداخته ودرآن اینطور وانمود شده  که قبول اینهمه مشکلات توانفرسا ، خاص به منظور کسب رضای خدا وتحقق آرمانهای والای جهاد انجام پذیرفته واما مولانا شهید دربند سوم خواسته هایش را ازبارگاه خدا اینگونه بازگومی کند :

خدایا !  رونق  وهمبستگی  ده
عنایت کن نجات و رستگاری
به روی مادری بکشا زرحمت
که ازغیرات نمی خواهیم یاری
ز حد  بگذشته  آلام  و مشقت
فزون گردیده ازحد رنج وخواری
خدایا !نصرتی  فرما  که  با  ما
نمانده  تاب  و صبر و برد باری

  بندهای چهارم وپنجم شعردربردارنده گلبانگ التجا به درگاه خداوند یکتاست . مولوی شهید ، ازبارگهء ذات کارسازمی طلبد   تا ظفر از رکاب مسلمانان جهاد گر بوسه رباید وقدرت درک نیرنگ وفتنه ودسایس دشمنان را برای مومنان ارزانی فرماید و وحدت و یکپارچگی را  - که رمزیست برای کامیابی و شکست دشمن – درمیان مجاهدان تعمیم بخشد :

خداوندا ! جهاد مسلمین را
به هرمرز ودیاری با اثرساز
زنیرنگ وفسون سلطه جویان
مسلمانان دنیا ، با خبرساز
خدایا ! درمیان اهل ایمان
وفاق واتحادی مستقر ساز
وداد و اتفاق  با ثمر ده
به هم همسنگران نزدیکترساز
منافق سیرتان  فتنه جو  را
به هرجا روسیاه  و دربه درساز
واینهم پنجمین بند نیایشنامه « شهید » :
خدایا ! بامسلمانان سراسر
عطا فرما ثبات وخود کفایی
زلطف خود عنایت کن به دلها
وفا والفت ومهر وصفایی
درین ظلمت سرای نفس وذلت
زنور خود بیفگن روشنایی
ازاین هردم شهیدی های جانسوز
زفضل  و مرحمت فرما  رهایی

***
بی تابی ازفراق میهن :

رابعه عزیزی شاعره ایست که ازسروده های زیر برمی آید که آتش هجران وطن سخت بی تاب وتبش کرده .
پیامی که ازخامه وی درباب فراق – خصوصا" فراق کابل – تراوش یافته ، هرچندساده است ، اما آگنده ازاحساس عالی است که می توان گفت : آواز راستین دل دردمند  اوست !
توجه می کنیم :

 خدایا ! تاب رنجوری ندارم
ز کابل  طاقت دوری  ندارم
ندانم  این سفرکی می شودسر
که  دیگر تاب مهجوری  ندارم
***
شیون « شیون » :
حال به شیون دردآلود « شیون » گوش می سپاریم که به درگاه خدا ناله دارد ومی پرسد که چه زمانی شب ظلمانی کفروالحاد ازفضای کابلزمین زدوده می شود وصبح آرزو جای آنرا پرمی سازد ؟

   دربیت دیگر محمد کریم شیون توجه می کنیم که اودرجهت ختم مصایب وپایان پریشانی و بیچارگی هایش  اینگونه به  نیایش می پردازد :

به  داد  شیون بیچاره  برس  یارب !

مباد آنکه شود بیش ازاین پریشان باز

***

ټوتی ټوتی کړی خدایه ټول قوتونه د کفر : 

  حافظ شینواری یکی ازشعرای وابسته به جهاد است . « دعا اوالتجا خداوند قدوس جل جلاله ته » عنوان سروده ای است  ازاین سخنور به اسلوب قصیده  که می توان گفت :  احساسش ستودنی است .
وی دراین شعر درازحاکمیت کمونستان را به سیطرهء خزان ورخت بستن آثار وعلایم بهار تشبیه می کند  ومی افزاید : آنچه در دیار آغشته به خون اومی گذرد ، مستلزم دگرگونی عمده ای ایست که آن میسرنخواهد شد ،  الا با فضل ومرحمت الهی !
شرح همه ابیات حافظ شینواری ازحوصله این مقاله بیرون است . ناگزیر به گزینش ابیاتی چند ازآن اکتفا می ورزیم   که درآن آمده است:

یوځل بیا داسلام ښکلی پسرلی جوړ کړی

زمونږ په ژوند باندی داښکلی دوران راولی

        چنانچه گفته آمدیم ، دربیت بالا شاعر آرزوی آمدن بهاررا می کند . بهارآزادی را ، بهارصلح وخوبی ها و حاکمیت  اسلام  را... و در بیتی دیگر،  شکست  قوای متجاوز کفر را  که به سرای او یورش آورده بودند  ازخدا می طلبد :

ټوتی  ټوتی  کړی  ټول  قوتونه   د کفر

ستابه غضب باندی اخته اوشرمیدلی  روسان راولی

تخم  یی  ورک کړی لویه خدایه ! دجهان ځینی

نیست  او نابود  دغه  ملحد  کمونستان  کړی

  او ،  برای برافراشته شدن پرچم عدالت وبه اهتزاز در آمدن رایت آزادی  و روی کارآمدن زعیمی عادل  نیز ، دستش ازبهرنیاز فراز است :

دافغان خاوره آزاده کړه اسلام دپاره

ورته عادل هم اسلامی حاکمان راولی

این سخنوربا احساس را دعا تنها محو کمونستان ازافغانستان نیست . بلکه اصلاح مسلمان نماها نیزازآرزوی های قلبی وی است :

ورک کمونست کړی  د دوی ملګری  تمام

هم شرمیدلی منافق اسلام نما غداران راولی

ویا :

کوم  منافق چه د اسلام په نوم مسلمانان غولوی

دمدینی دمنافق غوندی رسوایی په  میان راولی

کومی پارتی چه داسلام په نوم آوازکړی پورته

د هدایت په  سمه لاړه یی  واحد  مسلمان راولی

شاعر دربیت زیر،  درحالی که از ترویج  بی حیایی  ، شکوه اش فزونی یافته  وبی تفاوتی دربرابر حجاب را موازی می داند به نامردی ، و دعا می کند :

چه بی ستری ، بی حیایی مونږ ته اول رواج کړه

خد ا یه !  تباهی  دغه  نا مرد  مسلمان  راولی

    حافظ  شینواری می داند  که تحقق آرزوهای وی به ایثار وفداکاری نیازمند است . چه ایثاری بالاتر از رفتن به میدان شهادت می تواند باشد . حقا که به منظور تحقق آرمانهای والای جهاد وانقلاب شکوهمند اسلامی ،  شهدای زیادی تقدیم بارگاه خدا شد .          
او ،   دربیت زیر  خواستار قبولی آن هدایا ی گرانبها  ازسوی آن ذات یگانه وتوانا  است  وطلوع خورشید درخشان فتح وکامیابی درسرزمین مجاهد پرور افغانستان :

زمونږ شهیدان ربه قبول کړه په درګاه خپل کښی

هم  په اخلاق حسنه ورځنی  پاتی  یتیمان  راولی

هغه  شهید چه  دی  وینه  ستا درګاه  ته  منظور

نوره  ته  فتحه  په  پاکه  خاوره  د افغان  راولی

   شا عر برای تصفیه وپاک سازی کشورازوجود  کافران اینگونه دعا دارد :

پاک  کړی دا ښار د دی  پلیتو  ځنی

ورته سوچه د  اصحابو بچیان راولی

   فرجامین بیت حافظ شینواری تقدیم عذر تقصیر به بارگاه خدا است و طلب لطف وعفو ومغفرت ،  ازآن ذات یگانه ومهربان :

وایی حافظ ربه زه عذر کښی قاصریمه ډ یر

ستا  کوم  شان  دی هماغه  احسان  راولی

                                                     ***

برگشت به صفحه قبلی

 

مطالب سایت

 

 

برای ساختن وبسایت میتوانید با ایمیل و آدرس ذیل تماس بگیرید:
Wahidmorady@yahoo.com
0090 555 540 64 22
وحید مرادی

سیستم

 
بعضی از کتب و رساله های چاپ شدۀ عبدالقیوم ملکزاد
ای بهار امسال برای چه کسی میآیی

آخرین نبرد

به سلام شقایق ها

دعای سبز علف

سرمه یی از خاک پای مادر شکوفه های که پرپر شد گلبانگ رهائی همناله با استاد در کوی غربت