![]() |
| ازگدازصد جگر اشکی به عرض آورده ام |
نوشته : عبدالقیوم « ملکزاد » علی یعقوبی « شاهد » را می توان ازجمله سخنوران صاحب قریحهء خوبی به حساب آورد. یارب ! مباد حنجره ها بی صدا شوند طوری که خواندیم ، شاعر دربیت اول خواهان انعکاس وتداوم صدای حق ازحنجره های انقلابیون راه آزادی وخدا است که به قول او اگرخدای نخواسته حنجره ها از صدا تهی شوند ، خشم که مولود روح انقلابی ومبارز بودن انسان است ،فروکوبیده خواهد شد ونماز که یکی ازفرایض دینی است و مبارزمومن تلاشش همواره برای اقامه دایمی آن است ، برپا نخواهد گردید و کسی شاهد کشایش روزنهء امیدی نخواهد بود . بل ، آنگاه فضایی عاری ازتحرک وعاری از زمزمه وشوروشعف حکمفرما خواهد گردید که آنرامی توان سکونی خواند بی دست آورد ، مرگ آفرین وفاجعه زا . *** " مهاجر" نام رسالهء منظومی است ازعالم وشاعر دردآشنا : مولوی سید محمد عمرشهید . سپیده دم آزادگان ، رهنمای نوآموز، موجبات ترقی مسلمین ، بیست وچهارحوت هرات و...، عناوینی ازآثارشاعرفاضل سیدمحمد عمرشهید به حساب می روند که به دست نشر سپرده شده اند. رسالهء اول الذکررا برمی کشاییم وتوفیق دیداررا رفیق می یابیم برنمونه هایی ازکلام او که با کسوت زربفت نیایش آرایش یافته اند . هرچند لحن آن ها آمیخته با بوی خون است و سوز و نوا ! به بند نخستین یکی ازنیایشنامه های شاعر توجه فرمایید : خداوندا ! هزاران مادر زار به اشک مادرگم گشته فرزند شاعر - طوریکه مشاهده گردید - در دو بند بالا ، به شرح مصایب وآلام مردم بیچاره پرداخته ودرآن اینطور وانمود شده که قبول اینهمه مشکلات توانفرسا ، خاص به منظور کسب رضای خدا وتحقق آرمانهای والای جهاد انجام پذیرفته واما مولانا شهید دربند سوم خواسته هایش را ازبارگاه خدا اینگونه بازگومی کند : خدایا ! رونق وهمبستگی ده بندهای چهارم وپنجم شعردربردارنده گلبانگ التجا به درگاه خداوند یکتاست . مولوی شهید ، ازبارگهء ذات کارسازمی طلبد تا ظفر از رکاب مسلمانان جهاد گر بوسه رباید وقدرت درک نیرنگ وفتنه ودسایس دشمنان را برای مومنان ارزانی فرماید و وحدت و یکپارچگی را - که رمزیست برای کامیابی و شکست دشمن – درمیان مجاهدان تعمیم بخشد : خداوندا ! جهاد مسلمین را *** رابعه عزیزی شاعره ایست که ازسروده های زیر برمی آید که آتش هجران وطن سخت بی تاب وتبش کرده . خدایا ! تاب رنجوری ندارم دربیت دیگر محمد کریم شیون توجه می کنیم که اودرجهت ختم مصایب وپایان پریشانی و بیچارگی هایش اینگونه به نیایش می پردازد : به داد شیون بیچاره برس یارب ! مباد آنکه شود بیش ازاین پریشان باز *** ټوتی ټوتی کړی خدایه ټول قوتونه د کفر : حافظ شینواری یکی ازشعرای وابسته به جهاد است . « دعا اوالتجا خداوند قدوس جل جلاله ته » عنوان سروده ای است ازاین سخنور به اسلوب قصیده که می توان گفت : احساسش ستودنی است . یوځل بیا داسلام ښکلی پسرلی جوړ کړی زمونږ په ژوند باندی داښکلی دوران راولی چنانچه گفته آمدیم ، دربیت بالا شاعر آرزوی آمدن بهاررا می کند . بهارآزادی را ، بهارصلح وخوبی ها و حاکمیت اسلام را... و در بیتی دیگر، شکست قوای متجاوز کفر را که به سرای او یورش آورده بودند ازخدا می طلبد : ټوتی ټوتی کړی ټول قوتونه د کفر ستابه غضب باندی اخته اوشرمیدلی روسان راولی تخم یی ورک کړی لویه خدایه ! دجهان ځینی نیست او نابود دغه ملحد کمونستان کړی او ، برای برافراشته شدن پرچم عدالت وبه اهتزاز در آمدن رایت آزادی و روی کارآمدن زعیمی عادل نیز ، دستش ازبهرنیاز فراز است : دافغان خاوره آزاده کړه اسلام دپاره ورته عادل هم اسلامی حاکمان راولی این سخنوربا احساس را دعا تنها محو کمونستان ازافغانستان نیست . بلکه اصلاح مسلمان نماها نیزازآرزوی های قلبی وی است : ورک کمونست کړی د دوی ملګری تمام هم شرمیدلی منافق اسلام نما غداران راولی ویا : کوم منافق چه د اسلام په نوم مسلمانان غولوی دمدینی دمنافق غوندی رسوایی په میان راولی کومی پارتی چه داسلام په نوم آوازکړی پورته د هدایت په سمه لاړه یی واحد مسلمان راولی شاعر دربیت زیر، درحالی که از ترویج بی حیایی ، شکوه اش فزونی یافته وبی تفاوتی دربرابر حجاب را موازی می داند به نامردی ، و دعا می کند : چه بی ستری ، بی حیایی مونږ ته اول رواج کړه خد ا یه ! تباهی دغه نا مرد مسلمان راولی حافظ شینواری می داند که تحقق آرزوهای وی به ایثار وفداکاری نیازمند است . چه ایثاری بالاتر از رفتن به میدان شهادت می تواند باشد . حقا که به منظور تحقق آرمانهای والای جهاد وانقلاب شکوهمند اسلامی ، شهدای زیادی تقدیم بارگاه خدا شد . زمونږ شهیدان ربه قبول کړه په درګاه خپل کښی هم په اخلاق حسنه ورځنی پاتی یتیمان راولی هغه شهید چه دی وینه ستا درګاه ته منظور نوره ته فتحه په پاکه خاوره د افغان راولی شا عر برای تصفیه وپاک سازی کشورازوجود کافران اینگونه دعا دارد : پاک کړی دا ښار د دی پلیتو ځنی ورته سوچه د اصحابو بچیان راولی فرجامین بیت حافظ شینواری تقدیم عذر تقصیر به بارگاه خدا است و طلب لطف وعفو ومغفرت ، ازآن ذات یگانه ومهربان : وایی حافظ ربه زه عذر کښی قاصریمه ډ یر ستا کوم شان دی هماغه احسان راولی |
|
| برگشت به صفحه قبلی |